بيش از هر سنت ديگري از آن زمان تا به حال باعث گناه و رنج شد.
مورخ تاريخ‌نگاري فرانسه ممكن است سه تن ديگر را هم به نام‌بُردگان در بالا اضافه كند كه‌ من در جاي ديگري رده‌بندي كرده‌ام‌، ولي بايد آنان را اعضاي گروه فرانسوي بدانيم‌، چون به زبان‌ فرانسه نوشته‌اند. منظورم پيتر لانگتافتي است كه تاريخ انگلستان را به شعر فرانسه نوشت‌؛ نيكلاس ترِوِت كه تاريخ جهان او اول به زبان فرانسه نوشته شد؛ و هايتون راهب موٴلف گل‌ تاريخ‌هاي شرق است‌، هم اكنون به آنها خواهيم رسيد.
4. كشورهاي ژرمني‌.
تاريخ‌هايي درباره‌ٴ وقايع آلمان و اتريش در دست است‌، ولي با بهترين آنها كه‌ به فرانسه يا به كاتالونيايي نوشته شده است قابل قياس نيست‌. همه‌ٴ اين تاريخ‌ها، جز يكي‌، به‌ زبان لاتيني نوشته شده است‌. آن يكي تاريخ وقايع راين از سال 1250 تا 1309 است كه اوتوكَر اشتيريايي آن را به آلماني نوشت و كتابي است حجيم شامل نزديك به 100000 سطر و حاوي‌ اطلاعات فراواني كه به طور درهم و برهم ولي با حفظ امانت از منابع زيادي برداشته شده است‌.
تاريخ‌هاي باواريا، اتريش و بوهميا به اهتمام هرمان نيدرآلتيشي (سيزدهم ـ 2) تأليف شد، ولي ديگران آن را تا سال 1303 دنبال كردند. پتردوسبورگي تاريخ پروس و فرقه‌ٴ توتوني را تا سال 1326 نوشت‌. انگلبرت اَدمُنتي راهب بنديكتي اتريش بيشتر فيلسوف بود تا مورخ‌؛ در ميان‌ آثار فراوانش يك تاريخ روم هم وجود دارد، ولي مهم‌تر اين است كه ما يكي از چند زندگي‌نامه‌ٴ شخصي سده‌هاي ميانه را همراه با فهرست آثارش به او مديونيم‌. اين كتاب درباره‌ٴ مطالعات و نوشته‌هايم نام دارد و درحدود 1320 نوشته شده است‌. تاريخ اتريش و كارينتيا از سال 1217 تا 1342 تأليف يوهان ويكترينگي نشان مي‌دهد كه او صرفاً يك سال‌نامه‌نويس نبود، بلكه‌ مورخي اديب و نقاد به شمار مي‌رفت‌. تاريخ آلمان از سال 1273 تا 1350 اينك عموماً به‌ ماتياس نوئنبورگي نسبت داده مي‌شود و ذيل‌هاي آن تا سال 1378 در دست است‌. هوگواسپكتزهارت كه به‌خاطر گل‌هاي موسيقي‌اش معروف است‌، نوعي كتاب كشكول به شعر لاتيني نوشت و در آن تاريخ امپراتوران را از اوگوستوس تا كارل چهارم لوكزامبورگي تلخيص‌ كرد. چند كتاب تاريخي نام كنراد مگنبرگي طبيعي‌دان بزرگ را برخود دارند.1 تاريخ وقايع آلمان‌ جنوبي از سال 1198 تا 1348 به اهتمام يوهان وينترتوري تأليف شد.
همه‌ٴ اين تاريخ‌هاي آلماني‌، علاوه بر ارزش محلي خودشان‌، حاوي اطلاعاتي درباره‌ٴ مبارزه‌ٴ بزرگ فكري آن زمان هستند، يعني رقابت ميان پاپ‌ها و امپراتوران‌. برخي از آنها، به ويژه آخري‌، براي مورخ فرهنگ جالب است‌. مورخان به ندرت بي‌طرف بودند، ولي از آنجا كه تعصباتشان‌


Potthast (p. 343, 1896) .1